روان زندگی بخش...روان مرگ آور

- تبریک ما رو به خاطر تولد مسیح و نزدیک شدن به آغاز سال میلادی بپذیرید.

سریال" آزرده دل" رو که جمعه ها شب از شبکه 1 پخش می شد، دیدید؟ ما هم تنها تکه هایی از این سریال رو دیدیم. و اما خلاصه ی داستان:

فیلم پیرامون جراح سرشناسی در انگلستان است که همسرش پزشک عمومی است و دختر و پسرش هم قصد دارند همچون پدرشان جراح شوند. این جراح هم مثل خیلی از آدمها که فکر، زندگی و آرزوهاشون در زندگی محدود است؛ پزشکی رو هنوز نشناخته بود. به همین دلیل بر خلاف همسرش روز به روز در شهرت غرق می شد. تا ااینکه در یک کنفرانس پزشکی به کشور چین دعوت می شود و در اونجا پزشک جوانی با او صحبت می کند و به او گوشزد می کند که اونچه که در پزشکی بسیار مهم است، رابطه روحی و درک روح و روان بیمار است. این آغاز تحول روحی در جراح سریال"آزرده دل" بود. یک پزشک قدیمی پس از مرگش، تمام کتابها و منابعی را که جمع کرده بود به همسر(پزشک) جراح داستان داد. جراح در لای کتابی بریده ی روزنامه ای را پیدا می کند که در آن این داستان شگفت درج شده بود: " دکتر جوانی برای طبابت به منطقه ای رفته بود و می خواست به شهرش برگردد. پیاده می رفت که قطاری را میبیند و سوار کوپه آخر می شود. وقتی در بسته می شود، می فهمد که سوار یخچال قطار شده است(در از داخل قابل باز شدن نبود). با تکیه بر دانش خود از علم، با خودش فکر می کند، من حداقل 3 روز زنده ام و ماجرا را داخل دفترچه یادداشتش می نویسد. بعد از 3 روز قطار به مقصد می رسد و متأسفانه پزشک جوان را مرده می یابند. دفترچه اش را می بینند و مطالبش را می خونند. پزش جوان مرده بوده در حالیکه دمای یخچال صفر درجه سانتیگراد بوده!!!"

جراح داستان ما متحولتر می شود و به دنبال پاسخ سؤالاتش جستجو می کند. روزی به دیدن یکی از همکاران بیمارش در بیمارستان می رود و همکارش داستانی را برایش از یونگ( تعریف می کند( حتماً یونگ رو همه تون می شناسید ولی اگر پاسختون منفی است دنبالش برید، ما هم کمکتون می کنیم). یونگ می گوید:  شخصی کشش بیمارگونه ای به خطرناکترین راههای کوهنوردی پیدا کرده بود که برایش به گونه ای جنبه ی جبرانی داشت. او همواره در پی این بود که از  "خویشتن خود " فراتر برود. یک شب خواب دید از قله ی کوه هم فراتر رفته و پای خود را درفضای تهی گذاشته است. وقتی خواب خود را برایم تعریف کرد بی درنگ به خطری که تهدیدش می کرد پی بردم و کوشیدم به وی هشدار دهم و مجابش کنم میانه روی پیشه کند و حتی به او گفتم خوابش مرگی ناشی از حادثه در کوهستان را پیشگویی کرده است. اما بیهوده بود و شش ماه پس از آن او " پای در فضای تهی گذاشته بود". یک راهنما شاهد بوده که او به همراه دوستش از مکانی صعب العبور با یک طناب پایین می رفتند. دوست وی برای چند لحظه پای خود را روی برجستگی تخته سنگی می گذارد و خواب بیننده ی ما که در پی او بوده، بناگاه طناب را رها می کند. بر مبنای گفته های راهنما، گویی می خواست به میان فضای تهی بپرد و بدین سان روی دوست خود می افتد و او را هم با خود می کشد و هر دو کشته می شوند(انسان و سمبولهایش- دکتر کارل گوستاو یونگ و همکاران، ترجمه دکتر محمود سلطانیه).

جراح تمام اندیشه ها و آموخته ها یش را دریک سمینار مهم جراحی مطرح می کند و در همان روز به دلیل ناراحتی قلبی که داشته می میرد، در حال مرگ روح پزشک جوانی را که در قطار مرده بود می بیند.

با دیدن این فیلم و به خصوص فکر کردن در مورد داستان یونگ یاد فیلم                  Touching The Void افتادیم ( علی آقا دست شما درد نکند)و تأثیر روح و روان را در دو جنبه بررسی کردیم. در داستان یونگ، مرگ را پدید می آورد و در فیلم " لمس خلأ " از مرگ می رهاند و زندگی می بخشد.  اتفاقاً چند وقت پیش شروع کرده بودیم به مرور داستانهای صعود رینهولد مسنر به هشت هزار متریها در شماره های قبلی مجله کوه. تجربه ی خیلی جالبی بود. بعد از چند سال شماره های گذشته مجله کوه رو در اوردیم و داستانهای صعود مسنر رو خوندیم و خیلی چیزها با همدیگه یاد گرفتیم...

"در لحظات شور و هیجان ویژه وقتی وضعیت روانی انسان شدیداً ملتهب می شود(هنگام عشق، همت، تمرکز، آفرینش، شوریدگی، همفکری و همدلی حقیقی، نفرت و...) روح می تواند واقعیت خارجی را تغییر دهد.

روان ما بخشی از طبیعت است و رازهای ناگشوده اش آنچنان بی شمار که نه قادریم روان را تعریف کنیم و نه طبیعت را "(انسان و سمبولهایش-یونگ)

 در مورد علت مرگ پزشک جوان در قطار فکر کنید و برای ما بنویسید.

*خواهرمون مونا باز هم می نويسه. منتظر نوشته های قشنگش هستيم.

*اينهم یه بلاگ جديد از دوست خوبمون شاهين....

 

 

/ 15 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
greenfront

با سلام... وبلاگ بسیار جالبی دارید... به ما هم سر بزنید... در صورت تمایل می توانیم لینک بازی کنیم... سبز باشید...

greenfront

سلام مجدد... ببخشید آدرس قبلی سایت جبهه سبز است... این آدرس را مرقوم ذهن بفرمایید... سبز باشید///www.green-edu.persianblog.ir

mona

سلام / اجازه هست من جواب سوالتون روبدم؟/ روح انسان در واقع خارج از طبيعت نيست. به همين دليل ميتونيم بگيم که تقريبا در تمامی بيماريهای جسمی عامل روانی هم نقش داره. و همين طور بالعکس. روح و جسم از هم جدا نيستند و هر ئو زندگی مشترکی دارند. تلقين ژذيری رو هم بايد گنجاند و ايمان داشتن و معتقد بودن(ژزشک جوان) به اينکه بر اساس دلايل علمی حتما تا سه روز ديگه می ميره/ برای همين روانشناسی رو خيلی دوست دارم/ نيما حتما جواب بهتر و کاملتری می تونه بده:)

greenfront

با سلام و سپاس برای بازديد... بخوای يا نخوای من به شما لينک دادم... حالا خود دانی...( هرچند نتونستم لينکو ببينم اما درستش می کنم) مطالبتو آف خوندم بسيار زيبا هستند... در باره ی مساله تلقين به خود من ثابت شده... من پارسال سرطان خون گرفتم و حالا چند ماهی از پيوند مغز استخوانم می گذره... خيلی چيزا به روحيه وابستس... سبز باشيد

بهنام

سلام دوستان گرامي ... فقط خواستم بگم : چند روزيه كه مطلبتون رو خونده ام ... اما هنوز دارم فكر مي كنم كه چطوري منظورم رو اونهم خلاصه بيان كنم ... باز هم مهلت ... شاد و سلامت باشيد

صادق

سلام. ايميل من دستتون رسيد؟

سبکبال

سلام.... جالب... مخصوصاً نظریه گــــــــــــــــایا

محمد

سلام. مطلب خوبی بود ولی سوالش سخته. من از اولش نفهميدم چرا فکر کرده ۳ روز زنده ميمونه. فکر کنم دانشش مشکل داشته

خانه آدم کجاست ؟

سلام.آقا اوون فیلم لمس خلا که حسابی آدم رو قلقلک میده و همش رو ذهن آدم کار میکنه.دیگه با یونگ همراهش کردن که محشره

narges

جدا ازين بحث...خيلی برام عجيب بود که با ديدگاهی که داريد لينک کسی مثل کارلوس کاستاندارو گذاشتيد...!واقعا عجيب بود...من اين شخص رو بيشتر از يک وبلاگ نويس ميشناسم و...